ابو القاسم راز شيرازى

176

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

دوست دارد مال را و جاه را * چون نداند راه را و چاه را جاه ، چِبْوَد ؟ پيشوايى در جهان * اين ، دو باشد نزدِ قومِ سالِكان آن يكى ، با شاه و با مير و وزير * وان دگر ، با مُفتى و شيخِ شَهير آن يكى ، مَلعون و مَردودِ همه * وين يكى ، مقبول و محمودِ همه ليك ، جاهِ فضل و دانش ، صد چنان * كرد مردان را مُقَيّد ، اين بدان ! خاصه آن وقتى كه هم علم و عمل * جمع گرديده به يك جا ، اى دَغَل ! ليك هم مقصود از اين علم و عمل * رسم و عادات است و تقليد و جَدَل گرگ ، پوشيده لباسِ ميش را * تا فريبد خَلق را و خويش را مُشتَرى خواهى صلاح و علمِ خويش * تا فروشى زُهد و فضل از غير ، بيش غُلغُله اندازى اندر اين جهان : * كَاعْلَم و اصلَح منم اى مردمان ! شَيخُنا و مولوى گويند عام * شاه با مير و وزيرت هم غُلام هديه بر هديه ، وظيفه ، جنس و نقد * از حلال و از حرام و حَلّ و عَقد استَر و اسب و شتر ، با گاو و ميش * پيش آرند اين خَرانِ پُشت‌ريش اين همه سهل است ، آن امر و نَفاذ « 40 » * لذّتى دارد كه باللّه العياذ عُجب و كِبر و نَخوَتش بيش از شَهيست * بر چنين فنْ تكيه كردن ، ابلَهيست زان كه اين ، جاىِ نَبىّ است و ولى است * مىسزَد او را كه از اهلِ دلى است بابِ علمِ حقّ ، اميرِ مؤمنان * با « شُريحِ » پاك‌دين كرد اين بيان كاين مكان ، « لا يجلسه الّا نبىّ * او وصىّ او شقىّ » « 41 » اى صبىّ ! « 42 »

--> ( 40 ) - روان شدن فرمان ( 41 ) - بر مسند قضاوت ، تكيه نمىزند مگر پيامبرى ، يا وصىّ پيامبرى ، يا مردى اهل شقاوت : براى مآخذ حديث ، به صفحهء 165 سطر 3 رجوع شود . ( 42 ) - طفل